راهنمای سلامت روان برای ایرانیان خارج از کشور در زمان جنگ و بحران؛ چگونه از خودمان مراقبت کنیم؟
زندگی در خارج از کشور ممکن است از نظر جغرافیایی فاصلهای امن میان ما و بحران ایجاد کرده باشد، اما وقتی خانواده، دوستان و بخش مهمی از هویت ما در ایران هستند، این فاصله لزوماً به معنای آرامش روانی نیست. در روزهای جنگ و بحران، ممکن است حتی در امنترین نقطه دنیا هم با شنیدن صدای اخبار، دیدن تصاویر تخریب یا بیخبر ماندن از عزیزانمان، احساس کنیم بخشی از وجودمان در میانه میدان جنگ قرار دارد.
شاید در کشوری دیگر زندگی میکنید، هر روز سر کار میروید، فرزندتان را به مدرسه میرسانید یا برای آینده خود برنامهریزی میکنید؛ اما همزمان، ذهن شما درگیر این سؤال است که آیا خانوادهتان در امنیت هستند؟ آیا دوستانتان توانستهاند به پناهگاه برسند؟ اگر اتفاقی بیفتد، از این فاصله چه کاری از دستتان برمیآید؟
برای بسیاری از ایرانیان مهاجر، جنگ فقط یک خبر سیاسی یا رویدادی دوردست نیست؛ تجربهای عاطفی است که با نگرانی برای خانواده، دلتنگی، خشم، سوگ، احساس درماندگی و گاهی عذاب وجدان همراه میشود.
ممکن است با خودتان بگویید:
-
«من اینجا در امنیت هستم، اما نمیتوانم از زندگیام لذت ببرم وقتی خانوادهام آنجا هستند.»
-
«هر بار تلفنم زنگ میخورد، میترسم خبر بدی بشنوم.»
-
«احساس میکنم هیچکس در کشور محل زندگیام نمیفهمد چه چیزی را تجربه میکنم.»
-
«چطور میتوانم به زندگی عادیام ادامه بدهم، وقتی نمیدانم فردا چه اتفاقی میافتد؟»
-
«از اینکه نمیتوانم کنار خانوادهام باشم، احساس گناه میکنم.»
اگر این احساسات را تجربه میکنید، بدانید که تنها نیستید. نگرانی، اندوه و آشفتگی روانی در مواجهه با بحران، واکنشهایی قابلفهم هستند. سازمان جهانی بهداشت نیز تأکید میکند که پریشانی روانی در شرایط اضطراری شایع است و برای بسیاری از افراد، بهمرور کاهش پیدا میکند؛ هرچند برخی افراد به حمایت تخصصی نیاز پیدا میکنند.

در این مقاله از سنساتراپی، بررسی میکنیم که چرا جنگ از راه دور نیز میتواند بر سلامت روان ایرانیان خارج از کشور تأثیر بگذارد، چگونه با اضطراب و احساس گناه مهاجرت کنار بیاییم و چه اقداماتی میتوانند به حفظ تعادل روانی ما در روزهای بحرانی کمک کنند.
چرا ایرانیان خارج از کشور در زمان جنگ دچار اضطراب و فشار روانی میشوند؟
شاید از بیرون به نظر برسد که زندگی در کشوری امن باید نگرانیهای ناشی از جنگ را کاهش دهد. بااینحال، امنیت جغرافیایی همیشه به معنای امنیت عاطفی نیست. وقتی عزیزان، خاطرات، خانه یا بخش مهمی از هویت ما در کشور درگیر بحران قرار دارد، ذهن همچنان ممکن است در وضعیت نگرانی و آمادهباش باقی بماند.
۱. نگرانی مداوم برای خانواده و عزیزان در ایران
یکی از دشوارترین تجربهها برای ایرانیان خارج از کشور، نگرانی برای عزیزانی است که در منطقه بحران زندگی میکنند.
شاید ساعتها منتظر دریافت یک پیام بمانید، چندین بار با اعضای خانواده تماس بگیرید یا آخرین زمان آنلاین بودن آنها را بررسی کنید. قطعشدن اینترنت، اختلال در تماسها یا پاسخندادن یکی از نزدیکان میتواند نگرانی شما را تشدید کند.
در چنین شرایطی، ذهن معمولاً تلاش میکند جاهای خالی اطلاعات را با سناریوهای احتمالی پر کند. گاهی حتی پیش از دریافت هر خبر مشخصی، بدترین اتفاقها را تصور میکنیم.
این واکنش لزوماً به معنای وجود یک اختلال روانی نیست؛ ممکن است پاسخی طبیعی به شرایطی باشد که در آن اطلاعات کافی و احساس کنترل محدودی داریم.
چه چیزی میتواند کمککننده باشد؟
-
در صورت امکان، با خانواده درباره زمانها و روشهای جایگزین تماس توافق کنید.
-
اگر تماس برقرار نشد، پیش از نتیجهگیری درباره بدترین احتمالها، محدودیتهای ارتباطی را هم در نظر بگیرید.
-
برای پیگیری وضعیت عزیزانتان، تا حد امکان از یک برنامه ارتباطی مشخص استفاده کنید.
-
اگر اطلاعات تازهای ندارید، به خودتان یادآوری کنید که «بیخبری» با «دریافت خبر بد» یکسان نیست.
البته اگر درباره امنیت فوری یکی از عزیزانتان نگرانی مشخصی دارید، پیگیری اطلاعات عملی و قابلاعتماد باید در اولویت باشد.
۲. اضطراب ناشی از اخبار جنگ و تصاویر خشونتآمیز
شبکههای اجتماعی و رسانههای خبری باعث شدهاند که بتوانیم تقریباً در هر لحظه از اتفاقات ایران باخبر شویم. این دسترسی، از یک طرف امکان پیگیری وضعیت عزیزان و جامعه را فراهم میکند؛ از طرف دیگر، ممکن است ما را در معرض تکرار تصاویر ناراحتکننده، شایعات و اخبار نگرانکننده قرار دهد.
گاهی یک خبر را بارها از منابع مختلف میخوانیم، ویدئویی را چند مرتبه تماشا میکنیم یا حتی پس از خاموشکردن تلفن، ذهنمان همچنان درگیر تصاویر دیدهشده باقی میماند.
انجمن روانشناسی آمریکا توضیح میدهد که مواجهه بیشازحد با پوشش رسانهای رویدادهای آسیبزا میتواند با افزایش پریشانی روانی همراه باشد؛ حتی برای افرادی که از نظر جغرافیایی از محل حادثه دور هستند.
در این شرایط، ممکن است علائمی مانند موارد زیر را تجربه کنید:
-
دشواری در تمرکز بر کارهای روزمره
-
بیخوابی یا بیدارشدن مکرر در طول شب
-
تپش قلب یا تنش عضلانی هنگام شنیدن اخبار
-
احساس ترس، خشم، غم یا درماندگی
-
تمایل مداوم به بررسی تلفن و شبکههای اجتماعی
راهکار، بیخبرماندن از اتفاقات نیست؛ بلکه پیدا کردن تعادلی است که به شما اجازه دهد آگاه بمانید، بدون اینکه تمام روز و انرژی روانیتان صرف دنبالکردن اخبار شود.
۳. احساس گناه مهاجرت؛ چرا از امنیت خودمان احساس گناه میکنیم؟
یکی از تجربههای عاطفی دشوار در میان مهاجران، احساس گناه از زندگیکردن در شرایطی امنتر است؛ بهویژه زمانی که خانواده یا دوستانشان با خطر، فقدان یا محدودیت روبهرو هستند.
ممکن است فکر کنید:
-
«من توانستم از ایران خارج شوم، اما خیلیها چنین فرصتی نداشتند.»
-
«چطور میتوانم به سفر بروم یا تفریح کنم، وقتی مردم کشورم درگیر جنگ هستند؟»
-
«آیا ادامهدادن زندگی عادی به معنای بیتفاوتی است؟»
-
«اگر کنار خانوادهام بودم، شاید میتوانستم کاری انجام بدهم.»
این احساس گناه ممکن است از عشق، مسئولیتپذیری، پیوندهای خانوادگی و احساس تعلق به جامعه سرچشمه بگیرد. اما احساس گناه همیشه نشاندهنده مسئولیت واقعی یا کوتاهی اخلاقی نیست.
شما مسئول تمام اتفاقهایی نیستید که خارج از کنترل شما رخ میدهند. اینکه در شرایط امنتری زندگی میکنید، به این معنا نیست که درد دیگران را نادیده گرفتهاید یا نسبت به آنها بیتفاوت هستید.
میتوانید همزمان نگران خانوادهتان باشید، برای مردم ایران غمگین شوید و همچنان به کار، روابط، سلامت و آینده خودتان توجه کنید.
این دو تجربه با یکدیگر تناقضی ندارند.
۴. شکاف میان زندگی روزمره در خارج از کشور و نگرانی برای ایران
یکی از دشواریهای مهاجرت در زمان بحران، تجربه همزمان دو جهان متفاوت است.
در کشور محل زندگیتان، همکاران درباره تعطیلات آخر هفته صحبت میکنند، دوستانتان برای مهمانی برنامه میریزند و زندگی روزمره ادامه دارد. در همان زمان، شما ممکن است درگیر نگرانی درباره امنیت خانواده یا آینده ایران باشید.
در نتیجه، حتی انجام کارهای ساده هم میتواند دشوار شود. شاید احساس کنید نمیتوانید مثل گذشته در جمعها حضور داشته باشید، از اتفاقات خوشایند لذت ببرید یا به گفتوگوهای روزمره توجه کنید.
گاهی نیز ممکن است از اینکه دیگران به زندگی عادی خود ادامه میدهند، عصبانی شوید؛ بهخصوص وقتی احساس میکنید عمق نگرانی شما را درک نمیکنند.
این فاصله عاطفی میتواند احساس تنهایی را افزایش دهد. بهویژه زمانی که برای توضیحدادن وضعیت خود انرژی ندارید یا نگران هستید که دیگران واکنش شما را اغراقآمیز بدانند.
به یاد داشته باشید که لازم نیست تمام اطرافیانتان تجربه شما را دقیقاً درک کنند تا بتوانند از شما حمایت کنند. گاهی کافی است یک نفر بدون قضاوت به حرفهایتان گوش بدهد.
۵. فرسودگی ناشی از همدلی و احساس درماندگی
وقتی بارها و بارها با رنج دیگران مواجه میشویم، ممکن است از نظر عاطفی خسته شویم. این حالت بهویژه زمانی دشوار است که افراد آسیبدیده برای ما عزیز باشند یا خود را عمیقاً متعلق به جامعه درگیر بحران بدانیم.
ممکن است بخواهید به همه کمک کنید، تمام اخبار را دنبال کنید، به پیامهای دیگران پاسخ دهید و در برابر هر اتفاق واکنشی نشان دهید؛ اما در نهایت احساس کنید انرژی روانیتان تحلیل رفته است.
گاهی این تجربه با اصطلاحاتی مانند «فرسودگی همدلانه» یا «پریشانی ناشی از همدلی» توصیف میشود. بااینحال، هر نوع خستگی عاطفی در زمان جنگ را نباید بهعنوان یک تشخیص روانشناختی مشخص در نظر گرفت.
نشانههای احتمالی این خستگی عبارتاند از:
-
احساس خالیشدن انرژی عاطفی
-
دشواری در همدلی با دیگران، با وجود اهمیتدادن به آنها
-
تحریکپذیری یا احساس درماندگی
-
تمایل به کنارهگیری از اخبار و روابط اجتماعی
-
احساس اینکه هیچ اقدامی کافی نیست
در چنین شرایطی، استراحتکردن یا فاصلهگرفتن موقت از اخبار به معنای بیتفاوتی نیست. شما برای ادامه حمایت از دیگران، به منابع روانی و جسمی خود نیز نیاز دارید.
چگونه در زمان جنگ و بحران از سلامت روان خود مراقبت کنیم؟
هیچ راهکار واحدی وجود ندارد که اضطراب ناشی از جنگ را بهطور کامل از بین ببرد. هدف این نیست که همیشه آرام باشید یا هیچوقت نگران نشوید؛ هدف این است که فشار روانی را مدیریت کنید، توانایی انجام کارهای روزمره را حفظ کنید و در صورت نیاز، از دیگران کمک بگیرید.
۱. مصرف اخبار را مدیریت کنید، نه اینکه لزوماً آن را کاملاً قطع کنید
در شرایط بحران، دسترسی به اطلاعات معتبر اهمیت دارد؛ اما بررسی مداوم اخبار همیشه به معنای آگاهی بیشتر نیست.
اگر هر چند دقیقه تلفن خود را بررسی میکنید، ممکن است احساس کنید با این کار احتمال غافلگیرشدن را کاهش میدهید. درحالیکه تکرار این رفتار میتواند شما را در چرخهای از نگرانی و جستوجوی مداوم اطلاعات نگه دارد.
برای مدیریت بهتر اخبار:
-
زمان مشخصی تعیین کنید: بهجای بررسی بیوقفه شبکههای اجتماعی، در زمانهای معینی از روز اخبار را مرور کنید.
-
منابع خود را محدود کنید: چند منبع معتبر را انتخاب کنید و از دنبالکردن همزمان تعداد زیادی کانال خبری بپرهیزید.
-
محتوای خشونتآمیز را فیلتر کنید: حسابهایی را که تصاویر دلخراش را بدون هشدار منتشر میکنند، بیصدا یا مسدود کنید.
-
پیش از خواب از اخبار فاصله بگیرید: اگر متوجه شدهاید که اخبار خواب شما را مختل میکند، برای ساعات پایانی شب محدودیت مشخصی در نظر بگیرید.
-
خبر را از شایعه جدا کنید: هر پیام بازنشرشده یا ویدئوی منتشرشده در شبکههای اجتماعی لزوماً دقیق، تازه یا مربوط به همان رویدادی نیست که ادعا میشود.
یک سؤال مفید هنگام بررسی اخبار این است: «آیا این اطلاعات به من کمک میکند تصمیم آگاهانهتری بگیرم، یا فقط اضطرابم را بیشتر میکند؟»
اگر احساس میکنید پیگیری اخبار از کنترل شما خارج شده است، میتوانید بهتدریج زمان آن را کاهش دهید و فعالیت دیگری را جایگزین کنید.
این توصیه به معنای نادیدهگرفتن هشدارهای امنیتی یا اطلاعات ضروری برای خانواده نیست. اگر شرایط نیازمند تصمیم فوری است، دریافت اطلاعات عملی و بهروز را در اولویت قرار دهید.
۲. به بدن خود توجه کنید؛ استرس فقط در ذهن اتفاق نمیافتد
وقتی نگران هستیم، بدن نیز ممکن است وارد حالت آمادهباش شود. ضربان قلب افزایش پیدا میکند، عضلات منقبض میشوند و خواب یا اشتها تغییر میکند.
گاهی حتی وقتی از نظر منطقی میدانیم که در محیط فعلی خطری فوری وجود ندارد، بدنمان همچنان احساس تنش میکند.
در چنین مواقعی، تلاش برای متقاعدکردن خود با جملههایی مانند «نباید نگران باشم» همیشه مؤثر نیست. بهتر است در کنار توجه به افکار، به نیازهای جسمی خود نیز رسیدگی کنیم.
چند راهکار ساده برای بازگشت به لحظه حال:
-
روزانه کمی پیادهروی کنید، حتی اگر فقط ۱۰ تا ۱۵ دقیقه فرصت دارید.
-
در طول روز آب بنوشید و وعدههای غذایی را تا حد امکان منظم نگه دارید.
-
پیش از خواب، فعالیتهای آرامشبخش مانند مطالعه سبک یا گوشدادن به موسیقی را امتحان کنید.
-
اگر مدت زیادی پشت تلفن بودهاید، صفحهنمایش را کنار بگذارید و کمی حرکت کنید.
-
چند دقیقه به تنفس آرام و طبیعی خود توجه کنید.
تمرین تنفس برای کاهش تنش
تمرین تنفس آرام در ۵ دقیقه
این تمرین را در محیطی نسبتاً آرام، در حالت نشسته یا درازکش انجام دهید.
-
در وضعیتی راحت قرار بگیرید و شانهها را تا حد امکان رها کنید.
-
بهآرامی از بینی نفس بکشید، بدون اینکه نفس را به زور عمیق کنید.
-
نفس را آرام بیرون بدهید و اجازه دهید بازدم طبیعی باشد.
-
اگر راحت هستید، دم و بازدم را بهآرامی بشمارید و توجهتان را به جریان تنفس برگردانید.
-
چند دقیقه ادامه دهید و اگر احساس سرگیجه یا ناراحتی کردید، به تنفس طبیعی برگردید و تمرین را متوقف کنید.
هدف، مجبورکردن خود به آرامش نیست؛ فقط فرصتی کوتاه برای کاهش تنش و توجه به لحظه حال است.
تمرینهای تنفس آرام میتوانند به مدیریت استرس و اضطراب کمک کنند، بهخصوص اگر بهصورت منظم و بدون فشار انجام شوند.

اگر تمرینهایی مانند تمرکز بر تنفس، مدیتیشن یا بستن چشمها باعث تشدید اضطراب شما میشوند، لازم نیست به آنها ادامه دهید. میتوانید بهجای آن، به اطراف نگاه کنید، اشیای محیط را نام ببرید یا چند دقیقه قدم بزنید.
۳. احساسات خود را سرکوب نکنید؛ برای آنها فضایی امن ایجاد کنید
ممکن است فکر کنید باید قوی باشید، خانواده را آرام کنید یا به دیگران نشان دهید که اوضاع تحت کنترل است. شاید به همین دلیل، نگرانی و ناراحتی خود را پنهان میکنید.
اما سرکوب مداوم احساسات میتواند مدیریت فشار روانی را دشوارتر کند. قرار نیست همیشه آرام، منطقی یا امیدوار باشید.
گاهی کافی است به خودتان اجازه دهید بگویید:
-
«من میترسم، چون نمیدانم چه اتفاقی خواهد افتاد.»
-
«دلم برای خانوادهام تنگ شده است.»
-
«از اینکه نمیتوانم کاری انجام بدهم، عصبانی هستم.»
-
«امروز توانایی پیگیری اخبار را ندارم و به استراحت نیاز دارم.»
برای بیان احساسات میتوانید یکی از این روشها را امتحان کنید:
نوشتن روزانه: هر روز چند دقیقه درباره نگرانیها، افکار و احساسات خود بنویسید. لازم نیست متن شما منظم یا ادبی باشد.
گفتوگو با یک فرد قابلاعتماد: با دوستی صحبت کنید که بتواند بدون قضاوت به شما گوش دهد.
بیان احساسات از طریق هنر: نقاشی، موسیقی، نوشتن یا فعالیتهای خلاقانه میتوانند راهی برای بیان تجربههایی باشند که توضیحدادن آنها دشوار است.
کمک حرفهای: اگر احساس میکنید نگرانیهایتان سنگین شدهاند یا نمیتوانید آنها را بهتنهایی مدیریت کنید، صحبت با روانشناس میتواند فضای امنی برای بررسی این احساسات فراهم کند.
لازم نیست برای صحبتکردن حتماً راهحلی داشته باشید. گاهی هدف از گفتوگو فقط این است که مجبور نباشید تمام بار عاطفی بحران را بهتنهایی تحمل کنید.
۴. با احساس گناه مهاجرت مهربانانه برخورد کنید
اگر در خارج از کشور زندگی میکنید و خانوادهتان در ایران هستند، ممکن است از آرامش نسبی خود احساس گناه کنید. شاید وقتی برای خودتان غذا درست میکنید، به گردش میروید یا لحظهای میخندید، ناگهان فکر کنید که حق ندارید خوشحال باشید.
در این شرایط، بهجای جنگیدن با احساس گناه، سعی کنید آن را بشناسید و بررسی کنید.
از خودتان بپرسید:
-
آیا واقعاً کار اشتباهی انجام دادهام، یا از اینکه عزیزانم رنج میکشند ناراحتم؟
-
آیا ادامه زندگی روزمره به معنای بیتفاوتی من است؟
-
آیا اگر دوستم در همین شرایط بود، از او انتظار داشتم تمام نیازهایش را کنار بگذارد؟
-
آیا میتوانم به خانوادهام اهمیت بدهم، بدون اینکه خودم را بابت هر لحظه آرامش سرزنش کنم؟
یک نکته مهم این است که احساس گناه را از مسئولیت واقعی جدا کنید. اگر کاری مشخص و مفید از دست شما برمیآید، میتوانید آن را انجام دهید. اما اگر اتفاقی خارج از کنترل شماست، سرزنشکردن خودتان لزوماً چیزی را بهتر نمیکند.
شما مجبور نیستید بین عشق به ایران و ساختن زندگی در کشور محل اقامتتان یکی را انتخاب کنید. میتوانید به ریشههای خود وفادار بمانید و همزمان از سلامت روان و آینده خود مراقبت کنید.
۵. بین همراهی با مردم ایران و زندگی شخصی خود تعادل برقرار کنید
در زمان جنگ ممکن است احساس کنید باید تمام وقت خود را صرف پیگیری اخبار، حمایت از خانواده یا فعالیتهای اجتماعی کنید.
بااینحال، اگر تمام فعالیتهای روزمره خود را کنار بگذارید، ممکن است بهتدریج خستهتر و آسیبپذیرتر شوید.
ادامهدادن کار، مراقبت از فرزند، ورزش، درسخواندن یا وقتگذراندن با دوستان به معنای بیاهمیتبودن بحران نیست.
شما میتوانید در طول روز زمانی را به پیگیری وضعیت ایران اختصاص دهید و در عین حال، برای نیازهای شخصی خود نیز برنامه داشته باشید.
برای مثال:
-
اگر شاغل هستید، وظایف ضروری خود را انجام دهید و در صورت امکان درباره نیاز به انعطاف زمانی با محل کارتان صحبت کنید.
-
اگر فرزند دارید، سعی کنید تا حد امکان بخشی از برنامه روزمره او را حفظ کنید.
-
اگر دانشجو هستید، تکالیف را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید و از خودتان انتظار عملکرد بینقص نداشته باشید.
-
اگر احساس میکنید توانایی حضور در جمع را ندارید، با فعالیتهای کوتاه و ارتباط با افراد امن شروع کنید.
قرار نیست در روزهای بحرانی، عملکردی مشابه روزهای عادی داشته باشید. گاهی انجام چند کار ضروری و حفظ حداقلی از نظم روزانه کافی است.
۶. اقدامهای کوچک اما معنادار انجام دهید
یکی از سختترین جنبههای جنگ از راه دور، احساس ناتوانی است. شما ممکن است بخواهید از خانواده، دوستان یا مردم کشورتان حمایت کنید، اما ندانید چه کاری از دستتان برمیآید.
در چنین شرایطی، انتخاب اقدامهای کوچک و واقعبینانه میتواند به شما کمک کند احساس اثرگذاری بیشتری داشته باشید.
بسته به شرایط و امکاناتتان، میتوانید:
-
با خانواده و دوستانتان تماس بگیرید و از نیازهای واقعی آنها بپرسید.
-
در صورت امکان، حمایت مالی یا عملی را از مسیرهای معتبر و قابلاعتماد انجام دهید.
-
اطلاعات تأییدشده را منتشر کنید و از بازنشر شایعات بپرهیزید.
-
در فعالیتهای اجتماعی یا کمکرسانی جامعه ایرانیان محل زندگی خود مشارکت کنید.
-
به افرادی که از نظر عاطفی تحت فشار هستند، فرصت گفتوگو بدهید.
-
درباره نیازهای واقعی افراد آسیبدیده اطلاعات کسب کنید و بر اساس توانایی خود کمک کنید.
در انتخاب روش کمکرسانی، به امنیت، اعتبار منابع و محدودیتهای قانونی کشور محل اقامتتان توجه کنید.
مهمتر از همه، یادتان باشد که لازم نیست تمام مشکلات را حل کنید. کمک مؤثر همیشه به معنای انجام کاری بزرگ نیست؛ گاهی یک تماس، یک حمایت مشخص یا انتقال درست اطلاعات ارزشمند است.
۷. با جامعه ایرانیان خارج از کشور ارتباط برقرار کنید
یکی از منابع مهم حمایت روانی در دوران بحران، ارتباط با افرادی است که تجربهای مشابه دارند.
شاید دوستان غیرایرانی شما ندانند چرا نمیتوانید از تلفنتان فاصله بگیرید یا چرا یک خبر خاص اینقدر شما را تحت تأثیر قرار داده است. در مقابل، یک دوست ایرانی که تجربه مهاجرت دارد، ممکن است بدون توضیحهای طولانی بهتر متوجه شرایط شما شود.
برای تقویت ارتباط اجتماعی میتوانید:
-
با دوستان ایرانی خود تماس بگیرید.
-
در گروههای حمایتی معتبر شرکت کنید.
-
در صورت تمایل، در فعالیتهای فرهنگی یا اجتماعی جامعه ایرانیان مشارکت کنید.
-
با افرادی که احساسات مشابهی دارند، گفتوگو کنید؛ بدون اینکه مجبور باشید تمام جزئیات بحران را مرور کنید.
البته همیشه لازم نیست در جمعهایی باشید که تمام گفتوگوهایشان درباره جنگ است. اگر یک گروه باعث افزایش اضطراب شما میشود، میتوانید برای مدتی از آن فاصله بگیرید.
ارتباط حمایتی زمانی مفیدتر است که در آن احساس امنیت، احترام و آزادی انتخاب داشته باشید.
۸. اگر فرزند دارید، درباره جنگ متناسب با سن او صحبت کنید
کودکان و نوجوانان ممکن است از تغییر رفتار والدین، شنیدن اخبار یا مشاهده تصاویر شبکههای اجتماعی متوجه شوند که اتفاق نگرانکنندهای در جریان است.
حتی اگر مستقیماً درباره جنگ صحبت نکنید، ممکن است اضطراب شما را احساس کنند. از سوی دیگر، توضیحات طولانی یا تصاویر خشونتآمیز میتوانند آنها را بیشتر نگران کنند.
برای حمایت از فرزندتان:
-
متناسب با سن و میزان درک او صحبت کنید.
-
به سؤالهایش با صداقت و بدون ارائه جزئیات ترسناک پاسخ دهید.
-
اگر پاسخ چیزی را نمیدانید، میتوانید صادقانه بگویید که هنوز اطلاعات کافی ندارید.
-
تا حد امکان، زمان خواب، غذاخوردن، بازی و فعالیتهای روزمره را حفظ کنید.
-
او را مجبور نکنید احساساتش را بیان کند؛ فرصت گفتوگو را برایش فراهم کنید.
-
از قرارگرفتن مکرر کودک در معرض تصاویر خشونتآمیز جلوگیری کنید.
اگر فرزندتان از خانواده در ایران نگران است، احساس او را کوچک نشمارید. جملهای مانند «میفهمم که نگران مادربزرگ هستی؛ بیا ببینیم چه زمانی میتوانیم با او تماس بگیریم» میتواند از انکار نگرانی او مفیدتر باشد.
همچنین لازم نیست در حضور کودک وانمود کنید که هیچ احساسی ندارید. میتوانید به او نشان دهید که بزرگسالان هم گاهی نگران میشوند و برای مدیریت نگرانی از روشهایی مانند گفتوگو، استراحت و کمکگرفتن استفاده میکنند.
۹. از تصمیمگیریهای بزرگ در اوج آشفتگی روانی فاصله بگیرید
جنگ و بحران میتوانند احساس فوریت ایجاد کنند. ممکن است ناگهان تصمیم بگیرید شغل خود را رها کنید، به کشور دیگری بروید، تمام برنامههای مهاجرتی خود را تغییر دهید یا بدون بررسی کافی اقدام مهمی انجام دهید.
البته برخی شرایط واقعاً نیازمند تصمیم فوری هستند، بهویژه وقتی امنیت شخصی یا امنیت خانواده در میان است. اما در مواردی که فوریت مشخصی وجود ندارد، بهتر است میان احساس اضطراب و نیاز واقعی به اقدام تفاوت بگذارید.
پیش از یک تصمیم بزرگ، میتوانید:
-
اطلاعات خود را از منابع معتبر بررسی کنید.
-
گزینههای مختلف و پیامدهای هرکدام را بنویسید.
-
با فردی قابلاعتماد یا متخصص مرتبط مشورت کنید.
-
در صورت امکان، پس از کاهش شدت هیجان دوباره تصمیم خود را ارزیابی کنید.
هدف، نادیدهگرفتن احساسات نیست؛ بلکه جلوگیری از این است که اضطراب شدید تنها عامل تصمیمگیری شما باشد.
۱۰. از مقایسه رنج خود با دیگران دست بردارید
ممکن است با خودتان فکر کنید که چون در خارج از کشور زندگی میکنید، حق ندارید ناراحت باشید. شاید به خودتان بگویید: «من که در خطر مستقیم نیستم؛ چرا باید اینقدر بههم ریخته باشم؟»
اما رنج انسانها مسابقه نیست.
کسی که مستقیماً در منطقه جنگی زندگی میکند، ممکن است با خطرهای فوری و فقدانهای واقعی مواجه باشد. فردی که از دور نگران خانوادهاش است نیز ممکن است فشار روانی قابلتوجهی را تجربه کند. این دو وضعیت یکسان نیستند، اما لازم نیست برای بهرسمیتشناختن یکی، دیگری را انکار کنیم.
میتوانید همزمان به دشواری شرایط افراد داخل ایران آگاه باشید و برای احساسات خودتان نیز احترام قائل شوید.
شناخت محدودیتهای تجربه شخصی، همدلی را بیشتر میکند؛ اما بیاعتبارکردن رنج خودتان، لزوماً کمکی به دیگران نمیکند.
چه زمانی اضطراب ناشی از جنگ به کمک تخصصی نیاز دارد؟
نگرانی، غم، خشم، بیقراری و دشواری در تمرکز میتوانند واکنشهایی قابلانتظار در شرایط بحرانی باشند. تجربه این احساسات بهتنهایی به معنای ابتلا به اختلال روانی نیست.
بااینحال، اگر شدت ناراحتی زیاد باشد، برای مدت طولانی ادامه پیدا کند یا زندگی روزمره شما را مختل کند، بهتر است از متخصص سلامت روان کمک بگیرید.
بهویژه اگر با موارد زیر روبهرو هستید، مراجعه به روانشناس یا پزشک میتواند مفید باشد:
-
اضطراب مداوم: تقریباً تمام روز نگران هستید و بهسختی میتوانید توجه خود را به موضوعات دیگر معطوف کنید.
-
اختلال خواب: برای بهخوابرفتن مشکل دارید، مرتب از خواب بیدار میشوید یا کابوسهای مکرر میبینید.
-
افت عملکرد روزمره: نمیتوانید مانند گذشته کار کنید، درس بخوانید یا به مسئولیتهای ضروری خود رسیدگی کنید.
-
علائم جسمی مکرر: دچار تنش شدید، تپش قلب، سردرد یا علائم دیگری میشوید که نگرانکنندهاند یا زندگی شما را مختل میکنند.
-
کنارهگیری اجتماعی: ارتباط با دوستان و خانواده را بهشدت کاهش دادهاید یا احساس میکنید نمیتوانید با کسی درباره وضعیت خود صحبت کنید.
-
غم یا ناامیدی شدید: احساس میکنید هیچ آیندهای وجود ندارد یا هیچ کاری نمیتواند شرایط را بهتر کند.
-
تشدید مشکلات قبلی: اگر پیش از بحران نیز با اضطراب، افسردگی یا مشکلات روانی دیگری روبهرو بودهاید، ممکن است فشارهای جدید علائم شما را تشدید کنند.
برای کمکگرفتن لازم نیست حتماً چند هفته صبر کنید. اگر ناراحتی شما شدید است یا همین حالا بر عملکردتان تأثیر جدی گذاشته، میتوانید زودتر با متخصص مشورت کنید. در صورت بروز افکار خودکشی یا خطر آسیبزدن به خود، کمک فوری از خدمات اورژانسی محل زندگی خود دریافت کنید.
انجمن روانشناسی آمریکا نیز توصیه میکند زمانی که فشار ناشی از رویدادهای آسیبزا در روابط یا عملکرد روزمره اختلال ایجاد میکند، کمک حرفهای را در نظر بگیریم.

رواندرمانی برای ایرانیان خارج از کشور در زمان جنگ چه کمکی میکند؟
مهاجرت بهخودیخود میتواند با تغییرات هویتی، دوری از خانواده، فشارهای شغلی و دشواریهای سازگاری همراه باشد. وقتی جنگ یا بحران نیز به این شرایط اضافه میشود، ممکن است چندین منبع فشار روانی بهطور همزمان فعال شوند.
رواندرمانی میتواند فضایی فراهم کند تا بدون نگرانی از قضاوتشدن، تجربه خود را بررسی کنید و راهکارهایی متناسب با شرایطتان بیابید.
در جلسات روانشناسی ممکن است روی موضوعات زیر کار کنید:
-
مدیریت اضطراب ناشی از اخبار و نگرانی برای خانواده
-
شناخت و تعدیل احساس گناه مرتبط با مهاجرت
-
یادگیری راهکارهای تنظیم هیجان و کاهش تنش
-
کنارآمدن با بلاتکلیفی و احساس نداشتن کنترل
-
بررسی سوگ، فقدان و تغییرات ناشی از بحران
-
تقویت مرزهای سالم در روابط خانوادگی و اجتماعی
-
ایجاد تعادل میان حمایت از عزیزان و مراقبت از خود
-
بازسازی نظم روزمره و بهبود کیفیت خواب و عملکرد
لازم نیست برای مراجعه به روانشناس حتماً تشخیص مشخصی داشته باشید. گاهی هدف فقط این است که بتوانید آنچه را تجربه میکنید، در فضایی امن بیان کنید و بفهمید چگونه از این دوره دشوار عبور کنید.
چرا انتخاب درمانگر آشنا با تجربه مهاجرت اهمیت دارد؟
درمانگری که با مسائل مهاجرت و تفاوتهای فرهنگی آشناست، میتواند زمینه تجربه شما را بهتر درک کند؛ برای مثال، تعارض میان تعلق به کشور مبدأ و زندگی در کشور مقصد، احساس مسئولیت نسبت به خانواده یا دشواری توضیح تجربههای سیاسی و اجتماعی به اطرافیان.
این آشنایی میتواند به شکلگیری ارتباط درمانی مؤثر کمک کند، هرچند کیفیت رابطه درمانی، تخصص و تناسب روش درمان با نیازهای فرد نیز اهمیت دارند.
اگر خارج از ایران زندگی میکنید، هنگام انتخاب درمانگر بهتر است به این موارد توجه کنید:
-
تحصیلات، صلاحیت حرفهای و تجربه درمانگر
-
تجربه کار با مهاجران و افرادی که با بحران یا سوگ مواجه هستند
-
امکان برگزاری جلسات آنلاین یا حضوری
-
زبان مورد استفاده در جلسات و میزان راحتی شما در بیان احساسات
-
محرمانگی اطلاعات و نحوه نگهداری دادههای شخصی
-
هزینه جلسات، شرایط پرداخت و پوشش احتمالی بیمه
-
مقررات مربوط به ارائه خدمات روانشناختی در کشور محل اقامت شما
درمان آنلاین ممکن است برای برخی ایرانیان خارج از کشور دسترسی به خدمات فارسیزبان را آسانتر کند. بااینحال، باید اطمینان حاصل کنید که ارائهدهنده خدمات مجاز به ارائه درمان در محل زندگی شماست و میتواند در صورت نیاز، راهنمایی مناسب درباره دریافت کمک فوری ارائه دهد.
در سنساتراپی نیز میتوانید خدمات روانشناسی متناسب با نیاز خود را بررسی کنید و درباره امکان دریافت مشاوره با درمانگر آشنا با مسائل مهاجرت و فرهنگ ایرانی اطلاعات بگیرید.
یک برنامه ساده روزانه برای مراقبت از سلامت روان در زمان بحران
وقتی ذهن درگیر نگرانی است، برنامههای پیچیده معمولاً بهسختی اجرا میشوند. بهتر است از چند اقدام کوچک و قابلانجام شروع کنید.
چکلیست مراقبت روزانه
مواردی را که امروز انجام دادهاید علامت بزنید. قرار نیست همه گزینهها را هر روز کامل کنید.
پیشرفت امروز
0 از 7
اگر امروز فقط یکی از این کارها را انجام دادید، همان هم میتواند نقطه شروع خوبی باشد. این فهرست معیار ارزشمندی شما یا میزان اهمیتدادنتان به ایران نیست؛ فقط ابزاری برای یادآوری نیازهای خودتان است.
پرسشهای متداول درباره سلامت روان ایرانیان خارج از کشور در زمان جنگ
آیا اضطراب برای خانواده در ایران، با وجود زندگی در کشور امن، طبیعی است؟
بله. دوربودن از محل بحران به معنای قطع پیوندهای عاطفی با افراد و جامعه درگیر آن نیست. نگرانی برای عزیزان، احساس درماندگی و آشفتگی ناشی از اخبار میتوانند واکنشهایی قابلفهم باشند. اگر این احساسات شدید یا مختلکننده شدند، کمک تخصصی میتواند مفید باشد.
چگونه با احساس گناه مهاجرت در زمان جنگ کنار بیاییم؟
ابتدا بررسی کنید که آیا احساس گناه شما به مسئولیتی مشخص مربوط است یا از ناتوانی در جلوگیری از رنج دیگران سرچشمه میگیرد. میتوانید در حد توان خود کمک کنید، با عزیزانتان ارتباط داشته باشید و در عین حال زندگی روزمره خود را ادامه دهید. مراقبت از خود به معنای بیتفاوتی نیست.
آیا باید در زمان جنگ اخبار را بهطور کامل کنار بگذاریم؟
نه لزوماً. آگاهی از اطلاعات معتبر، بهویژه برای حفظ ارتباط با خانواده و تصمیمگیریهای ضروری، اهمیت دارد. بهتر است بهجای قطع کامل اخبار، زمان پیگیری آنها را مدیریت کنید، منابع قابلاعتماد انتخاب کنید و از مواجهه مکرر با تصاویر خشونتآمیز بپرهیزید.
اگر خانوادهام در ایران باشند و نتوانم با آنها تماس بگیرم، چه کار کنم؟
اگر تماس برقرار نشد، در نظر بگیرید که اختلال اینترنت یا شبکههای ارتباطی میتواند علت بیخبری باشد. در صورت امکان، روشهای جایگزین تماس را امتحان کنید و از طریق افراد مورداعتماد یا منابع معتبر اطلاعات بگیرید. در همین فاصله، برای مدیریت نگرانی خود از حمایت عاطفی و راهکارهای آرامسازی استفاده کنید.
چگونه به دوستی که در زمان جنگ دچار اضطراب شده کمک کنیم؟
به او فرصت دهید احساساتش را بدون قضاوت بیان کند. لازم نیست فوراً راهحل ارائه دهید یا او را به مثبتاندیشی وادار کنید. میتوانید بپرسید: «دوست داری فقط به حرفهایت گوش بدهم یا با هم راهی برای حل این مسئله پیدا کنیم؟» گاهی حمایت عاطفی و کمک عملی از نصیحتکردن مؤثرتر است.
آیا مشاوره آنلاین برای ایرانیان خارج از کشور در شرایط بحران مناسب است؟
مشاوره آنلاین میتواند دسترسی به درمانگر فارسیزبان را آسانتر کند و برای بررسی اضطراب، احساس گناه مهاجرت، سوگ و فشار روانی مفید باشد. البته مناسببودن آن به نیاز فرد، شدت علائم، صلاحیت درمانگر و مقررات محل اقامت بستگی دارد. در شرایط خطر فوری، خدمات اورژانسی محلی باید در اولویت باشند.
از کجا بفهمیم که برای اضطراب ناشی از جنگ باید به روانشناس مراجعه کنیم؟
اگر اضطراب یا غم شما شدید است، خواب و تمرکزتان را مختل کرده، عملکرد روزمرهتان کاهش یافته یا بهتنهایی نمیتوانید با فشار روانی کنار بیایید، میتوانید از روانشناس کمک بگیرید. برای مراجعه لازم نیست تا رسیدن به نقطه بحرانی صبر کنید.
چگونه به زندگی عادی ادامه دهیم، وقتی نمیدانیم در ایران چه اتفاقی میافتد؟
لازم نیست وانمود کنید که همهچیز عادی است. میتوانید در کنار پذیرش نگرانی و غم خود، فعالیتهای ضروری روزانه را حفظ کنید، برای پیگیری اخبار زمان مشخصی داشته باشید و به روابط و نیازهای جسمی و روانی خود توجه کنید. هدف، حذف کامل نگرانی نیست؛ بلکه ایجاد فضایی برای ادامه زندگی در کنار آن است.
جمعبندی: دور بودن از ایران به معنای دور بودن از رنج نیست
زندگی در خارج از کشور، بهویژه در روزهای جنگ و بحران، میتواند ما را با احساسات پیچیدهای روبهرو کند؛ از نگرانی برای خانواده و دلتنگی گرفته تا احساس گناه، خشم، درماندگی و تنهایی.
ممکن است از یک طرف بخواهید قوی باشید و به زندگی خود ادامه دهید و از طرف دیگر، هر لحظه نگران عزیزانتان باشید. ممکن است بخواهید کمک کنید، اما ندانید چه کاری از دستتان برمیآید. یا حتی وقتی فرصتی برای استراحت پیدا میکنید، احساس کنید که نباید آرام باشید.
لازم نیست برای مراقبت از دیگران، خودتان را فراموش کنید. لازم نیست برای اثبات همدلیتان رنج بکشید و لازم نیست برای ادامه زندگی، احساسات خود را انکار کنید.
میتوانید نگران باشید و همچنان به کارتان برسید. میتوانید غمگین باشید و گاهی بخندید. میتوانید به ایران و خانوادهتان فکر کنید و در عین حال برای سلامت روان خود ارزش قائل شوید.
اگر در این روزها احساس میکنید بار روانی بحران از توانتان فراتر رفته است، با یک فرد قابلاعتماد صحبت کنید یا از متخصص سلامت روان کمک بگیرید.
در سنساتراپی، باور داریم که مراقبت از سلامت روان بخشی از مواجهه آگاهانه با روزهای دشوار است. اگر به فضای امنی برای گفتوگو، شناخت احساسات یا دریافت حمایت حرفهای نیاز دارید، میتوانید خدمات مشاوره روانشناسی متناسب با شرایط خود را بررسی کنید.
دور بودن، به معنای بیتفاوت بودن نیست. رنج شما واقعی است و نیازهای شما نیز اهمیت دارند. مراقبت از خود، انکار رنج دیگران نیست؛ راهی برای ادامهدادن در روزهایی است که زندگی بیش از همیشه دشوار به نظر میرسد.
منابع معتبر برای استناد علمی
-
سازمان جهانی بهداشت، — اطلاعات درباره واکنشهای روانی در بحران و حمایتهای موردنیاز.
-
انجمن روانشناسی آمریکا، — توصیههایی برای مدیریت اخبار، احساس درماندگی و استرس ناشی از جنگ.
-
انجمن روانشناسی آمریکا، — اطلاعات درباره مراقبت از خود، حمایت اجتماعی و زمان مراجعه به متخصص.
-
سرویس سلامت ملی بریتانیا، — راهنمای عملی تنفس آرام.

دیدگاهها
0 دیدگاه تأییدشدهبرای ثبت دیدگاه وارد حساب خود شوید. دیدگاهها پس از تأیید مدیر منتشر میشوند.
ورود برای ثبت دیدگاههنوز دیدگاهی منتشر نشده است.